دربخش راه كه از مهمترين زير ساخت هاي توسعه محسوب مي شود در سال هاي اخير شاهد تحولاتي بوده ايم . آثار اين تحولات به دليل ساختار قبلي در زمينه راهسازي اندك بوده و تغييراتي چشمگير به اين لحاظ نداشته است ولي در راهداري به دليل ساختار عمدتاً دولتي آن تحولاتي پر دامنه تر ضرورت يافته است .
مطالعات در زمينه ماشين آلات راهداري نيز در مسير انطباق راهداري با تحولات مذكور شكل گرفته و در پي برآوردي از نياز هاي ابزاري در چنين شرايطي است . شرايطي كه در تعريفي دقيق تر مي تواند مرحله گذر از ساختاري متمركز و دولتي به ساختاري با ايجاد انگيزه و آمادگي براي مشاركت مردمي باشد . از ضروريات نيل به اين هدف تبيين فعاليت ها ، ارائه استاندارد هاي ملي و تبديل به كميت هاي قابل اندازه گيري و به تعبيري ديگر كمي نمودن آن ها ست . تا بتوان بر اساس معيار هاي مشخصي به نيازهاي تجهيزاتي و ماشين آلاتي راهداري دست يافت . به همين لحاظ بررسي ها با توجه به اين شرايط صورت پذيرفته وسعي شده كه قابليت هاي ديناميكي براي انطباق با روند تحولات داشته باشد . از طرف ديگر راه حل هايي را توصيه نمايد كه ضمن نگاهي به روش ها و مصالح راهداري جديد ، تا حد امكان قابليت انطباق با شرايط موجود را داشته باشد.
از ديگر عواملي كه بر ضرورت انجام اين بررسي مي افزايد تاثير آن بر مديريت منابع اختصاص يافته به راهداري است . استفاده بهينه از منابع همواره عامل تعيين كننده اي در ميزان موفقيت مديريت بوده است . زماني كه منابع در اختيار، فاصله اي فاحش با هزينه ها مي يابد اين اهميت فزوني يافته و تعيين اولويت و سقف هزينه براي هر اولويت نيز به وظايف مدير افزوده مي شود .
اين امر هدف ديگري است كه در خصوص مطالعات برآورد ماشين آلات راهداري پي گرفته مي شود . تا مديريت را قادر سازد كه ماشين آلات مورد نياز در حوزه راهداري وزارت راه و ترابري را مبتني بر پردازش فاكتور هاي قابل اندازه گيري و واقعيات موجود برآورد نمايد و اتكا صرف به تجارب گذشته
نداشته باشد .